نقش راهبردهای فراشناختی خواندن و عادت های مطالعه در انگیزش پیشرفت دانش آموزان دختر

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین عادت های مطالعه و راهبردهای فراشناختی خواندن با انگیزش پیشرفت دانش آموزان بود. روش پژوهش، از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش 89 تشکیل م یداد. - را کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان های دولتی شهر سمنان در سال تحصیلی 90 نمونه پژوهش شامل 240 دانش آموز دختر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحل های انتخاب شدند و پرسش نامه های انگیزش پیشرفت، عادت های مطالعه و راهبردهای فراشناختی خواندن را تکمیل کردند. از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام، برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 60 % از واریانس انگیزش پیشرفت توسط دو مؤلفه حمایتی و کلی 22 % از واریانس انگیزش پیشرفت از طریق مؤلفه های / راهبردهای فراشناختی خواندن تبیین شد. همچنین 9 حافظه، وضعیت فیزیکی، انگیزش یادگیری و یادداش تبرداری عادت های مطالعه پیش بینی گردید. از آنجا که راهبردهای فراشناختی خواندن، متغیر پیش بین قوی تری در انگیزش پیشرفت دانش آموزان محسوب می شود پس ضروری است در مدارس بیشتر به این متغیر توجه شود.

رابطه ی خودبخششی و عواطف مثبت و منفی با تعل لورزی تحصیلی دانش آموزان سال سوم متوسطه

این پژوهش با هدف تعیین رابطه ی خود بخششی و عواطف مثبت و منفی با تعلل ورزی تحصیلی انجام شد. برای این منظور 354 دانش آموز به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از میان کلیه ی دانش آموزان سال سوم متوسطه شهر اردبیل ( 4029 نفر) انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مقیاس ارزیابی عاطفه ی مثبت و منفی ،(TPS) پرسش نامه های مقیاس ارزیابی تعلل ورزی تحصیلی استفاده شد. داده های به دست آمده با روش (HFS) و مقیاس ارزیابی گرایش به بخشش (PANAS) تحلیل رگرسیون چند متغیر هی گام به گام و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین خود بخششی و عواطف مثبت و منفی با تعلل ورزی تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد. علاوه بر این، نتایج به دست آمده نشان داد که متغیرهای پیش بین خود بخششی و عواطف مثبت و منفی قادرند تغییرات تعل لورزی را پیش بینی کنند. تحلیل مسیر نیز نشان داد که عاطفه ی منفی میان خود بخششی و تعلل ورزی به عنوان متغیر میانجی عمل می کند. کلیدواژگان

اثربخشی آموزش به روش سؤالات هدفمند بر عملکرد ریاضی و تفکر

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش به روش سؤالات هدفمند بر عملکرد ریاضی و تفکر تأملی بود. جامعه‌ی مورد مطالعه کلیه دانش‌آموزان پسر سال اول دبیرستان شهرستان دهدشت بود که در سال تحصیل 1392ـ1391 در دبیرستان‌های این شهر مشغول به تحصیل بودند. تعداد افراد نمونه پژوهش 62 نفر در دو گروه و به ترتیب تعداد 31 نفر در گروه آزمایش و تعداد 31 نفر در گروه گواه بودند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش به روش سؤالات هدفمند توانسته در مؤلفه های درک و فهم تفکر تأملی، تأمل و تأمل انتقادی به طور معناداری تأثیر گذار باشد و تنها در مؤلفه عادت تفاوت معناداری را نشان نداده است. همچنین این شیوه‌ی آموزشی در عملکرد ریاضی توانسته است تفاوت معناداری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه ایجاد کند. یافته‌های این پژوهشنشان داد که آموزش به روش سؤالات هدفمند بر عملکرد ریاضی و مؤلفه های فهم، تأمل و تأمل انتقادی و تفکر تأملی اثر بخش است، بنابراین استفاده از این روش در دبیرستان‌ها می‌تواند باعث بهبود عملکرد ریاضی و سطوح تفکر تأملی شود.

تبیین نقش اثر بخشی آموزش مهارت‌های مقابله‌ای بر خودکارآمدی و عزت نفس دانش‌آموزان پسر پایه‌ی اول دوره‌ی متوسطه

این پژوهش با هدف تعیین اثر بخشی مهارت‌های مقابله‌ای بر عزت نفس و خودکارآمدی دانش‌آموزان پسر مقطع اول متوسطه‌ی شهرستان مشکین‌شهر انجام شده است. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع طرح‌های پیش‌آزمون‌ـ پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه‌ی آماری شامل: تمامی دانش‌آموزان پسر مقطع اول متوسطه دبیرستان‌های شهرستان مشکین‌شهر در رده‌ سنی (15 سال) و در سال تحصیلی 92-91 بوده که حجم نمونه آن به تعداد 30 نفر از میان جامعه که عزت نفس و خودکارآمدی پایینی داشتند پس از ارائه آزمون عزت نفس کوپر اسمیت و آزمون خودکارآمدی عمومی شرر و آدامز انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه 15 نفری گمارده شدند. گروه آزمایش(تحت آموزش مهارت‌های مقابله‌ای 8 جلسه‌ای 5/1 ساعته قرار گرفت) و گروه کنترل که هیچ آموزش مقابله‌ای دریافت نکرد. پس از پایان جلسات آموزش مهارت‌های مقابله‌ای هر دو گروه با هم مقایسه شدند تا اثر بخشی آموزش مهارت‌های مقابله‌ای در گروه آزمایش مشخص گردد. داده‌های حاصل با استفاده از تحلیل آماری کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش ضمن همسویی تقریبی با یافته‌های پژوهشی دیگر تأکید می‌کند که آموزش مهارت‌های مقابله‌ای در جهت کنار آمدن دانش‌آموزان با چالش‌های زندگی و افزایش عزت نفس و ایجاد باورهای خودکارآمدی در آنها موثر بوده است.

تاب‌آوری و هوش معنوی به منزله‌ی متغیرهای پیش‌بین خودکارآمدی تحصیلی در دانش‌آموزان شهری و روستایی

پژوهش حاضر که در زمره‌ی تحقیقات همبستگی قرار دارد، در پی بررسی امکان پیش‌بینی خودکارآمدی تحصیلی بر اساس تاب‌آوری و هوش معنوی در دانش­آ‌موزان دبیرستانی شهری و روستایی انجام شده است. در این پژوهش 408 دانش­آموز 210 دختر (105 روستایی و 105شهری) و 198 پسر (99 روستایی و 99 شهری) در پایه سوم دبیرستان‌های شهرستان جیرفت، با روش نمونه­گیری خوشه­ای تصادفی انتخاب و ارزیابی شدند. برای جمع­آوری اطلاعات از پرسشنامه­های خودکارآمدی تحصیلی مورگان و جینکز، تاب‌آوری کانر و دیویدسون و هوش معنوی کینگ استفاده شد. به­منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته­ها نشان داد: تاب­آوری و هوش معنوی می‌توانند به شکل مثبت و معنادار خودکارآمدی تحصیلی را پیش‌بینی کنند. همچنین، در دانش‌آموزان شهری، تنها تاب‌آوری می‌تواند خودکارآمدی تحصیلی را به شکل مثبت پیش‌بینی کند. در دانش‌آموزان روستایی، هم تاب­آوری و هم هوش معنوی خودکارآمدی تحصیلی را به نحو مثبت پیش‌بینی می‌کند، اما در این میان هوش معنوی از قدرت پیش‌بینی کنندگی بالاتری برخوردار است. این مطالعه حاوی نگاهی به تلویحات نظری و کاربردهای عملی است.

اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش‌های اجرایی بر بهبود بازداری و برنامه‌ریزی/سازماندهی دانش‌آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون‌کنشی

هدف این پژوهش بررسی اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش‌های اجرایی بر بهبود بازداری و برنامه‌ریزی/سازماندهی کودکان مبتلا به اختلال ADHD بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. نمونه‌ای متشکل از 20 پسر دانش‌آموز مبتلا به ADHD نوع ترکیبی با استفاده از شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و با شیوه گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش 14 جلسه آموزش کنش‌های اجرایی با رویکرد قصه درمانی را دریافت و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفتند. ابزارهای سنجش عبارت بودند از: آزمون مازهای وکسلر، برج لندن و استروپ. روش تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش تحلیل کوواریانس چند متغیری بود. نتایج نشان داد که قصه درمانی مبتنی بر کنش‌های اجرایی منجر به بهبود معنادار کنش اجرایی بازداری و برنامه‌ریزی/سازماندهی این کودکان شد. آموزش کنش‌های اجرایی بازداری و برنامه‌ریزی/سازماندهی در قالب رویکرد قصه درمانی در بهبود کنش‌وری اجرایی کودکان مبتلا به ADHD مؤثر است. کلیدواژگان

تبیین نقش اثربخشی مداخله‌ی بخشش فرایندمحور در کاهش انگیزه‌های انتقام جویی و دوری گزینی دانش‌آموزان پسر دوره‌ی راهنمایی

هدف ازپژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله­ی بخشش فرایندمحور به شیوۀ گروهی در کاهش انگیزه­های انتقام جویی و دوری گزینی دانش‌آموزان پسر بود.روش پژوهش نیمه آزمایشی بود که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد.شرکت کنندگانتعداد 30 دانش‌آموز پسر مقطع راهنمایی بودند که در پرسشنامه­ی انگیزه­های بین فردی مرتبط با خطاکاری نمره­ی بالا گرفتند، با استفاده از نمونه­گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه­ی انگیزه­های بین فردی مرتبط با خطاکاری (TRIM-12) بود که در پیش آزمون و پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. پروتکل مداخله­ی بخشش شامل 12 جلسه­­ی گروهی براساس الگوی انرایت بود که به صورت هفته­ای دوبار به اجرا در آمد. داده­ها با استفاده از تحلیل کوواریانس یکراهه تحلیل شد. تحلیل آماری نشان داد که انگیزه­های انتقام جویی و دوری گزینی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار کاهش یافته است. یافته­های پژوهش نشان داد که مداخله­ی بخشش می­تواند در محیط مدرسه برای جمعیت­های نوجوان به طور اثربخش به کار گرفته شود. کلیدواژگان

مقایسه‌ی اثر بخشی روش‌های آموزش خود- دلسوزی شناختی و درمان متمرکز بر هیجان بر بهبود سلامت جسمانی و روانی دانش‌آموزان مبتلا به افسردگی

پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه‌ی اثر بخشی روش‌های آموزش خود- دلسوزی شناختی و درمان متمرکز بر هیجان بر سلامت جسمانی و روانی دانش‌آموزان مبتلا به افسردگی انجام شده است. برای این منظور تعداد 48 نفر از دانش‌آموزان افسرده مراجعه کننده به مراکز مشاوره آموزش و پرورش شهر نوشهر به تصادف انتخاب و در گروه‌های آموزش(خود-دلسوزی شناختی و درمان متمرکز بر هیجان) و کنترل گمارده شدند. ابزار مورد استفاده مقیاس‌های سلامت جسمانی، روانی و پرسشنامه‌های افسردگی و خوددلسوزی بود. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد آموزش خود-دلسوزی شناختی و درمان متمرکز بر هیجان در مقایسه با گروه کنترل در بهبود سلامت روانی دانش‌آموزان افسرده موثر بود. همچنین آموزش خود - دلسوزی شناختی در مقایسه با درمان متمرکز بر هیجان بر بهبود مولفه‌های خود-دلسوزی دانش‌آموزان افسرده موثرتر بود. نتایج بیانگر این است که آموزش خود-دلسوزی عامل تاثیرگذار مهمی برای سلامت روانی است.

رابطه بین امید ،خوش‌بینی و معنای تحصیل با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دوره پیش دانشگاهی

هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی عملکرد تحصیلی بر پایه‌ی امید، خوش‌بینی و معنای تحصیل بود. 337 دانش‌آموز پیش دانشگاهی شهر ارومیه(201 دختر ، 136 پسر) به عنوان نمونه به شیوه‌ی نمونه‌برداری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان با مقیاس امید، آزمون تجدید نظر شده جهت‌مندی زندگی و پرسشنامه‌ی معنای تحصیل ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که معنای تحصیل، امید، خوش‌بینی با عملکرد تحصیلی رابطه‌ی مثبت معناداری دارد. از بین متغیرهای پژوهش، امید، خوش‌بینی و معنای تحصیل 6/25 درصد از واریانس عملکرد تحصیلی را تبیین کردند. یافته‌های این پژوهش ضرورت بازشناسی نقش امید، خوش‌بینی و معنی تحصیل را در پیش‌بینی عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان مورد تاکید قرار می‌دهد.

استفاده آسیب زا و نوع کاربری تلفن همراه در دانش‌آموزان دبیرستانی و رابطه آن با عملکرد تحصیلی و انگیزش پیشرفت

هدف از این مطالعه، بررسی استفاده آسیب زا و نوع کاربری تلفن همراه در دانش‌آموزان دبیرستانی و ارتباط آن با عملکرد تحصیلی و انگیزش پیشرفت بود. روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش، متشکل از کلیه‌ی دانش‌آموزان دبیرستانی بودند که در سال تحصیلی 1392- 1391، در مدارس شهر خلخال مشغول به تحصیل بودند. از بین این جامعه، نمونه ای به حجم 303 نفر (128 پسر و 175 دختر)، با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی انتخاب شده و با استفاده از مقیاس استفاده آسیب زا از تلفن همراه (COS)، پرسشنامه‌ی نوع کاربری تلفن همراه و مقیاس انگیزش پیشرفت هرمنس، اقدام به جمع آوری اطلاعات شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از آزمون‌های آماری خی دو، t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان استفاده از تلفن همراه در بین دانش‌آموزان دبیرستانی، بالاست (7/88 درصد) و این میزان در دانش‌آموزان پسر (4/98 درصد) بیشتر از دختران (7/81 درصد) است (01/0p<). بین انگیزش پیشرفت دانش‌آموزان استفاده کننده از تلفن همراه و دانش‌آموزانی که استفاده نمی‌کنند، تفاوت معناداری وجود دارد (01/0p<). همچنین نتایج نشان داد که استفاده آسیب زا از تلفن همراه با عملکرد تحصیلی و انگیزش پیشرفت رابطه‌ی منفی دارد (05/0p<). این یافته‌ها ضرورت توجه جدی برنامه ریزان و مسئولین امر را به رواج روزافزون استفاده از تلفن همراه، استفاده آسیب زا از آن و بخصوص پیامدهای منفی آن را در دانش‌آموزان دبیرستانی نشان می‌دهد.

مقایسه‏ی تأثیر روش‌های آموزشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی و مهارت‌های مطالعه بر اضطراب امتحان دانش‏آموزان

هدف پژوهش حاضر، مقایسه‏ی تأثیر روش‌های آموزشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی و مهارت‌های مطالعه در کاهش اضطراب امتحان دانش‏آموزان بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون سه‏گروهی بود. جامعه‏ی‏ آماری پژوهش را کلّیه‏ی دانش‏آموزان پسر مقطع پیش‏دانشگاهی شهر شهریار در سال‏تحصیلی 92-1391 تشکیل می‏دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده، دانش‏آموزانی که نمرات اضطراب امتحان بالایی داشتند (یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه)، 45 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. به یکی از گروه‌های آزمایشی، 8 جلسه برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی و به گروه آزمایشی دیگر، 8 جلسه مهارت‌های مطالعه آموزش داده شد. ‏برای جمع‏آوری داده‏ها از پرسشنامه‏ی اضطراب امتحان اسپیلبرگر استفاده شد. داده‏ها از طریق آزمون آماری کواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‏ها نشان داد که بین گروه‌های آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد، بدین صورت که آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی و مهارت‌های مطالعه، هر دو در کاهش اضطراب امتحان دانش‏آموزان تأثیرگذار بود. بین دو گروه آزمایشی نیز تفاوت معناداری وجود داشت، که در این مورد، آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی نسبت به مهارت‌های مطالعه در کاهش اضطراب امتحان دانش‏آموازن تأثیرگذارتر بود. بنابراین، می‏توان نتیجه گرفت که هر چند هر دو برنامه‏ی آموزشی در کاهش اضطراب امتحان دانش‏آموزان تأثیر دارد، امّا آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی تأثیرگذاری بیشتری دارد.

اثربخشی آموزش والدینی بار کلی بر کاهش نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان پیش‌دبستانی

پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش والدینی بارکلی بر کاهش نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان پیش دبستانی منطقه‌ی 10 شهر تهران انجام شده است. روش پژوهش، طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه آزمایش و گواه با جایگزینی تصادفی است که برای اجرای پژوهش، در ابتدا 4 مهدکودک به طور تصادفی از میان مراکز پیش دبستانی منطقه 10 انتخاب و40 کودک از میان این مراکز به تصادف انتخاب شدند. پس از تکمیل پرسشنامه، علائم مرضی کودکانCSI-4 توسط والدین و مربی، 30 کودک که در شاخص نافرمانی مقابله‌ای پرسش‌نامه علائم مرضی کودکان نمره بالاتر از نمره برش کسب کردند، انتخاب شدند. برای تشخیص نهایی و دقیق با مادران هر یک از کودکان بر اساس ملاک‌های تشخیص اختلال نا فرمانی مقابله‌ای موجود درDSM-IV مصاحبه‌ای انجام شد. سپس مادران کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌ای به روش جایگزینی تصادفی به 2 گروه 15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل قرار گرفتند. والدین گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه‌ای آموزش به شیوه بارکلی را دریافت کردند. بعد از پایان جلسات، پس آزمون از آنها به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، در گروه آزمایش، نسبت به گروه گواه، در مراحل پس آزمون کاهش معناداری در شدت نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای مشاهده شد. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب است که نافرمانی کودکان گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است و بین اثربخشی آموزش والدینی بارکلی بر کاهش نافرمانی مقابله‌ای دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر آموزش والدین به شیوه بارکلی می‌تواند روش کارآمدی در بهبود علائم رفتاری اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان پیش دبستانی باشد

« بعدی  ۲۶۹  ۲۶۸  ۲۶۷  ۲۶۶  ۲۶۵  ۲۶۴  ۲۶۳  ۲۶۲  ۲۶۱  ۲۶۰  ۲۵۹  ۲۵۸  ۲۵۷  ۲۵۶  ۲۵۵  ۲۵۴  ۲۵۳  ۲۵۲  ۲۵۱  ۲۵۰  قبلی »